مناجات الشاکین

تهیه وتنظیم :  فرشته خدائی فر

ملجأ گریزهای من !

 

 

 ملجأ گریزهای من ! شنوای آوای من ! خدای درد آشنای من ! تنها پناهگاه من !

 

خدای من !

گریزان به شکایت آمده ام . از تهاجم نفس لئیم بسیار به بدی امرکننده ودر خطایا شتابنده ودر سرکشی آز ورزنده وبه خشم کیفر آمیز تو دست یازنده .

 

خدا! خدا! این نفس ، مرا به لبه پرتگاه می کشاند وهلاکم می کند .

 

این نفس چه بهانه جو وبلند آرزوست . اگرش شری رسد فریاد وناله وشکایت می کند واگرش خیری ، ممانعت . این نفس چه بازیگوش وبیهده جوست .

 

خدایا!

از شریان این نفس خون غفلت می جهد ودر درختان باغ سموم خطا می وزد .

 

خدایا!

این نفس عنان مرا به پرتگاه گناه می کشد وگریز به بوستان توبه ات را زنجیرم بر پای می نهد.

 

خدای من !

گریز نده به شکایت آمده ام . از دشمنی که پرنده روحم را دانه گمراهی می پاشد ودام انحراف می گسترد و از شیطانی که پنجه اغوا بر قلبم می فشرد .

 

خدای من !

کرت قلبم را هرزه گیاههای وسوسه پر کرده است ودور آن را پرچین هوا گرفته است .

 

خدای من !

این نفس دست به دست هوا وهوسم می دهد ودنیا را به همیاری او برایم آرایشی دلفریبانه می کند وبین من وعبادت تو ، من وطاعت تو ، من وعشق تو دیوار می کشد.

ملجأ من ! به تو شکایت من می کنم از سنگ دلم که سیل وسوسه را دوام نمی آورد ، می لغزد ، می غلطد وزیروزبر می شود .

 

مقصود من !

به تو شکایت می کنم از چشمانی که خوف را از گریه خشکیده اند وکویر دیدگانی که آفتاب هیبتت را سوخته اند .

 

خدایا!

چگونه بگویم با کدام زبان شرم آلوده ؟ با کدام دل دردآکنده ؟ که این چشمها از دیدن آنچه تو دوست نداری شاد می شوند ، پندار می کنند که در زنجیر گناه آزاد می شوند.

 

خدای من !

بی تو درمانده ام ، بی نسیم تو راکدم ، بی تو هیچ ندارم ، بی توان دستهای تو عاجزم ، بی کمند عصمتت مرا کدام نجات است از چاه ظلمت دنیا؟ وبی بلوغ حکمتت مرا کدام صراط است به جود عالی اعلی ؟ وبی نفوذ مشیتت کدام کمال است جویبار مرا به سوی رأفت دریا ؟

 

الهی !

خانه بی تاب دلم را دور از سیل فتنه ها بناساز وبا مهتاب یاریت از شر ظلمت دشمنانم رها ساز ومرا رسوایی عیوبم را پرده بینداز ... ای رافع دلها وهم دلها به سوی تو راجع ! ای هجوم بلا را قلعه احسان تو مانع ! وای رگبار تیر معاصی را چتر اکرام تو رادع ! بر من به رأفتت که همیشه چنین باش . ای اوج رحمت دیگران حضیض لطف تو! ای مهر گستر ترین مهربانان!

 

 

منبع : صحیفه سجادیه امام سجاد (ع)

 

/ 1 نظر / 30 بازدید
کاوشگر نور

در گلستان چشمم زچه رو همیشه باز است به امید آنکه شاید تو به چشم من در آیی